106مسجد بسيار تفاوت دارد.
با اينكه در آنجا قصد سخنرانى داشته و بهخصوص سخنرانِ بليغ سعى دارد عبارات و تشبيهات و استعارات مناسب را به كار ببرد، معهذا آنقدر كه در اين چند سطر تصنع به كار رفته در خطبه، مشاهده نمىشود.
هنگامى كه فاطمه عليها السلام از مسجد به خانه آمد، دل آزرده بود و برفرض كه مىخواست با شوهرش حرفى بزند غرضش درد دل كردن بوده، نه خطابه خواندن و با سجع و قافيه صحبت كردن.
مرتبه و جلال و دانش و كمال فاطمه فوق آن بوده است كه براى عبارتى فكر كند تا جملۀ متناسب و بليغ بگويد ولى زمان هم بايد اقتضا داشته باشد. آيا فاطمه عليها السلام مىخواسته است قوت منطق و قدرت سخنرانى خود را بر شوهرش معلوم كند؟ كه تا در جملات كوتاه درد دلآميزى اين اندازه تشبيه و استعاره به كار برده و بگويد: «افترست الذئاب و افترشت التراب» و يا بگويد «يَا ابن أَبِي طالب عليك السلام، اشتملت شملة الجنين، و قعدت حجرة الظنين»، يا رعايت قافيه را تا آخرين حد نموده و بگويد:
«نقضت قادمة الأجدل، فخانك ريش الأعزل» و يا خطاب