78 و نيز واجب است در نيّت خود نوع احرام را معيّن نمايد، به اين كه براى حج محرم مىشود يا براى عمره، و اگر حج است بايد تعيين كند كه حج تمتع يا قران و يا افراد است؟ و همچنين نوع عمره را نيز معين كند.
و سرانجام بايد معلوم باشد كه حج را براى خودش انجام مىدهد، يا براى ديگرى نايب شده است؟ و چنانچه حج واجب است، حَجّةالاسلام يا غير آن را هم معين كند. به هر شكل اگر احرام را نيّت نمايد، ولى نوع آن را معيّن نكند و يا تعيين را، به زمان ديگرى موكول كند، حج وى باطل خواهد بود.
و به فتواى مالكيان و حنابله، تعيين نوع حج، مستحب است. 1 وليكن شافعى در يكى از دو فتواى خود چنين مىگويد: چنانچه احرام را مقيّد به نوع خاصى از حج يا عمره نكند بهتر است، بنابراين اگر در نيّت احرام، مناسكى از حج را نيّت كند ولى نوع آن را (حج يا عمره) معيّن نكند، در اين صورت احرام و اعمالش، هر دو صحيح هستند، وليكن بعداً مىتواند نيّت را به هر كدام از حج يا عمره، كه بخواهد برگرداند. 2 و سپس اتفاق كردهاند چنانچه در نيّت احرامش بگويد: براى همان چيزى كه فلانى احرام بسته، من هم محرم مىشوم، در صورتى كه نيّت مذكور (يعنى حج يا عمره) معين باشد، صحيح خواهد بود. 3
لبّيك گفتن:
دومين واجب از واجبات احرام، گفتن لبّيك است. كه به اتفاق جميع فقها در احرام معتبر است، ليكن در وجوب و استحباب آن اختلاف دارند.
اماميّه به وجوب تلبيه فتوا مىدهند و حنفيان گرچه در اين فتوا از اماميه متابعت كردهاند، وليكن در بعضى جهات با هم اختلاف نظر دارند. آنان معتقدند: تلبيه و يا آنچه را كه جانشين آن مىشود مانند سوق هدى، يكى از شرائط احرام است در حالى كه اماميه فقط تلبيه را واجب مىدانند.
و مضافاً به فتواى اماميّه: انعقاد احرام (در حج يا عمره) با يكبار، لبّيك گفتن، محقق نمىشود، بلكه بايد تا چهار بار تكرار كند. و دليل اماميّه رواياتى است كه در آنها به گفتن تلبيه امر شده و صيغه امر هم ظهور در وجوب دارد. ولى كسى كه قصد انجام حج قران دارد، بين لبيك و يا تقليد و اشعار مخيّر است.