180د - ملىگرايى
يكى ديگر از عوامل تفرقه، ملىگرايى است، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مردم عرب، فارس، روم و . . . را از ملىگرايى به اسلامگرايى، و از اسلام به ايمان و از ايمان به تقوى و مهاجر فى سبيلاللّٰه ارتقاء دادند و درنتيجه همه مسلمانان ملل مختلف را متحد ساختند. استعمار غرب مىكوشد تا مسلمانان تَعَرُّب بعد از هجرت نموده و به حالت ابتدايى ارتجاع كنند.
امام خمينى(ره) در اين باره چنين مىفرمايند:
«آن چيز مهمى كه دول اسلامى را بيچاره كرده و از ظِلِّ قرآن كريم دور مىكند، نژاد بازى است، اين نژاد ترك است بايد نمازش را هم تركى بخواند. اين نژاد ايرانى است بايد الفبايش چه جور باشد. آن نژاد عرب است، عروبيت بايد حكومت كند نه اسلام، نژاد آريايى حكومت كند نه اسلام، نژاد ترك بايد حكومت كند نه اسلام، نژادپرستى يك مسئله بچهگانه است كه سران دول را دارند بازى مىدهند. غافل از اينكه نكته اتكايى كه همه مسلمين داشتند از مسلمين گرفتند، همين نژاد بازى كه اسلام قلم سرخ روى آن كشيد و يا بين سياه و سفيد و مابين ترك و مغرب و عجم هيچ فرقى نگذاشت و فقط ميزان را تقواى واقعى قرار داد: (إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّٰهِ أَتْقٰاكُمْ).
اسلام فقط اتكاست، ترك و فارس و عرب و عجم ندارد، قضيه نژاد بازى ارتجاعى است چرا مسلمين باهم جنگ مىكنند براى اينكه در تحت لواى اسلام نيستند!
ه - فرقهگرايى
امام خمينى (ره) معتقد بودند كه اگر مسلمانان جهان از حصارهاى فرقهاى كه بعد از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به دور خود كشيدهاند آزاد و به سوى اسلام ناب محمدى بازگردند، از كثرت فرق و مذاهب فقهى و كلامى به وحدت مىرسند و درمىيابند كه خداوند يك دين بيشتر ندارد و آن دين حنيف اسلام است. و ما نبايد با ديدگاههاى مختلف فقهى و كلامى مجتهدين را وسيلهاى براى تقسيم اسلام به فرق گوناگون قرار دهيم، و آنگاه به نفى اسلام يكديگر بپردازيم. همچنانكه بنىاسرائيل دين حنيف ابراهيم را به صورت دو