148آورده مىنويسد: ما در اين زمينه نمىتوانيم بيش از چند ماخذ را مورد توجه قرار دهيم، يكى از آنها طبقات ناصرى است كه از سوى منهاج سراج جوزجانى در سال 658 ه . ق يعنى چند ماه پس از سقوط بغداد نوشته شده است. جوزجانى بارها پيرامون خليفه وقت المستعصم، سخنانى ستايشگرانه آورده ولى هرگز هجوم مغولان به بغداد را به طوسى پيوند نداده است.
كتاب ديگر تاريخ مختصر الدول ابن العبرى (624-\681 ه . ق) مىباشد، اين ماخذ دست يكم بخش كوتاه و فشرده پيرامون خواجه نصير طوسى دربر دارد ولى هرگز از اينكه خواجه نصير نقشى در فتح بغداد داشته است سخنى به ميان نمىآورد.
سومين منبع مهم در اين زمينه الحوادث الجامعه ابن القوطى است كه تاريخ نگارش آن به 657 ه . ق يكسال پس از فتح بغداد برمىگردد، وى ضمن سخن از سقوط بغداد و كشته شدن خليفه آنرا به طوسى نسبت نمىدهد.
سرانجام بايد از نوشتههاى خود طوسى در اين زمينه ياد كنيم: وى درباره يورش مغولان رسالهاى با عنوان «كيفيت واقعه بغداد» نوشته، ولى در زمينه فعاليت خود در اين يورش سخنى نگفته است.
بدينسان در كهنترين منابع هيچ دليل و نشانهاى درباره نقش موثر طوسى در يورش هلاكو به بغداد نمىتوان يافت. 1
اخيراً كتابى از سوى يكى از پژوهشگران وهابى عربستانى بنام دكتر سعدبن حذيفه الغامدى عضو هيات علمى گروه تاريخ دانشكده ادبيات دانشگاه ملك سعود چاپ و منتشر شده بنام: سقوط الدوله العباسيه و دور الشيعه بين الحقيقه و الاتهام.
اين كتاب در سال 1425 ه . ق از سوى دار ابن حذيفه در رياض به چاپ رسيده است مؤلف در بخشى از فصل پنجم كتاب (ص 330 تا 351) به بررسى تهمت نقش داشتن