146بغداد حمله كنند و خليفه عباسى المستعصم را به قتل برسانند و بسيارى از علما و مسلمانان را بكشند و صدها كتابخانه و صدها هزار جلد كتابهاى علمى را نابود كنند.
در آن زمان يكى از علماى بزرگ شيعه، جمالالدين، ابن مطهر حلى معروف به محقق حلى (648-\726 ه . ق) كه در علم كلام شاگرد خواجه نصير طوسى بود و كتاب وى تجريد الاعتقاد را شرح كرده بود كتابى در اثبات امامت نوشت بنام «منهاج الكرامة».
ابن تيميه كه از شهر حران، شهر ناصبيان و دشمنان اهل بيت عليهم السلام به شام شهر غاليان اسماعيلى مهاجرت كرده و از حمله مغول بسيار خشمگين بود، باعث شد كه شايعه دخالت خواجه نصير و شيعيان در هدايت مغولها براى حمله به كشورهاى اسلامى را بدون تحقيق بپذيرد، و كارهاى غلوآميز فرقههاى غلاة نصيريه و غلاة اسماعيلى را به تمام شيعيان تعميم دهد، و كتابى در رد «منهاج الكرامه» علامه حلى به نام «منهاج السنة النبوية فى نقض كلام الشيعة القدرية» بنويسد و در آن شيعه را با فرقه يهود و نصارى مقايسه كند وبه تكفير آنان بپردازد. به عنوان نمونه در فصل اول مىنويسد:
«روافض با كفار و منافقان يهودى، مسيحى، مشرك و اصناف مختلف ملحدان مثل نصيريه، اسماعيليه و غيره دوست بوده هنگام اختلاف، مشركان و اهل كتاب را بر عليه مسلمانان يارى مىدهند همچنان كه اين كار به مراتب تكرار و تجربه شده است مثل يارى مغولان و غيره بر ضد مسلمانان در خراسان، عراق، جزيره، شام و ...». 1
شايعه دخالت خواجه نصير در سقوط خلافت عباسيان
عبداللّٰه بن فضل شيرازى كه كتاب خود را حدود سال 729 ه . ق به رشته تحرير درآورده مىنويسد: «خليفه به عياشى و خوشگذرانى مشغول بود و وزيرش ابن علقمى بر امور تسلط داشت، فاجعه كرخ كه فرماندهى آن را پسر خليفه به عهده داشت و براى حمله به كرخ و به اسارت گرفتن پسران و دختران كه در بين آنها علوىها هم بودند سپاهى