95سياستگذاران عالىرتبه نظام را به وحدت و پرهيز از اختلاف فرامىخواند:
اگر چه اين مسئله بسيار بديهى است، ولى در عمل، توجيهات و مصلحت انديشىها و هواى نفس و القاى نفوذىها، مانع از تحقق بخشيدن به آن مىشوند. اختلاف و تشنج، توان و امكانات كشور را به سوى بىراهه سوق مىدهد و صرف قدرتطلبى و بيرون كردن حريف از ميدان مىكند و البته به اين مقدار بسنده نمىشود بلكه جناحها و احزاب و جمعيتها، در كشاكش كسب قدرت و انزواى حريف، دست به سوى بيگانه دراز مىكنند و منافع و مصالح ملت و انقلاب را فداى همآوردى و سابقه قدرت مىنمايند. تشنج و اختلاف علاوه بر نتايج فوق، موجب نااميدى ملت از مسئولان و فاصله بين آنان شده و آرام آرام تمايل به سوى يك ديكتاتورى خشن ولى وحدتبخش پيدا مىكنند كه بدترين سرنوشت براى يك ملت است. ديكتاتورى رضاخان از دل مشروطه به همين علت بيرون آمد! مردم متدين و فداكار و حاضر در صحنه نبايستى با خبرهاى سياسى از مسئولان و به تدريج از نظام قطع اميد كنند. حفظ وحدت و پرهيز از تشنج از اوجب واجبات براى مسئولان نظام است. نفوذهايى كه برنامه دشمن را در صفوف خودى دنبال مىكنند، بايستى از سوى مسئولان شناسايى وطرد شوند. هر صدايى كه از آن بوى تشنج واختلاف برآمد، بىگمان از دشمن و دشمنى حكايت مىكند. 1