104اختلاف مذاق باشد، اشكالى ندارد. اختلافات؛ يعنى درگيرىهاى سياسى كه فضا را متشنج مىكند. اينكه من گاهى از بعضى از روزنامهها گله مىكنم، به اين خاطر است. فوراً بعضىها فريادشان بلند نشود كه «آزادى» محدود شد؛ نه، براى شعار آزادى ما بارها جان خودمان را در معرض مرگ قرار دادهايم! كسانى كه اهل دينند، بيشتر از همه از آزادى دفاع مىكنند.
بنابراين، بحث «آزادى» نيست؛ بحث اين است كه از اين آزادى كه وجود دارد و از انقلاب هم وجود داشته است، كسانى براى متشنج كردن فضا استفاده نكنند. انسان وقتى بعضى از روزنامهها را نگاه مىكند، مىبيند كأنّه اين عنوانهاى درشت را چهطور انتخاب كردهاند، براى اينكه يك گروه را به جان يك گروه ديگر بيندازند. اين نقشِ همان بوقهاى تبليغاتى است؛ اين بد است. روزنامهها بايد كارى كنند كه دلها را به هم نزديك كنند؛ جناحها را به هم نزديك كنند. اگر جناحهاى سياسى و گروههاى سياسى واقعاً معتقد به يك مبنا و اصلى هستند، بايد سعى كنند كه هر چه ممكن است، در عمل، خودشان را به گروههاى رقيبشان نزديك كنند، با هم مهربان كنند، قضاياى گوناگون را با هم حل كنند؛ نه اينكه اختلافات را همينطور دايم موج بدهند، اوج بدهند، بزرگنمايى كنند، بنويسند و بگويند. اين فضا را متشنج خواهد كرد.
اين درست همان نقشهاى است كه بوقهاى تبليغاتى خارجى و راديوهاى خارجى - كه اگر كسى گوش كرده باشد، مىداند -