97همخوانى دارند، زمزمههاى دسته جمعىشان ديگران را هم تحت تأثير قرار مىدهد، روحشان هم همراه جسمشان دور خانۀ يار مىچرخد، بال در بال فرشتگان در جوار خانۀ حق، طواف مىكنند، چشم دلشان جز به چهرۀ محبوب نيست و قلبشان را چيزى جز ياد خدا به خود مشغول نمىكند. متضرّعاند و شيدا. اينها توصيف ادبى و قلمفرسايى نيست. حالات و اوصافى است كه در جمع همين درياى چرخان بر گردِ كعبه مىتوان ديد.
صحن مسجدالحرام نيز همين حالت را دارد. عدّهاى با استفاده از فرصت، نماز و قرآن مىخوانند و با خدا زمزمه دارند، به ياد ملتمسين دعايند، حاجتهايشان را در دل و بر زبان مىآورند، دست كم آنكه به كعبه نگاه مىكنند كه نگاه به خانۀ خدا هم عبادت است.
عدّهاى هم دور هم نشستهاند و باهم به گپ و گعده و وقتگذرانى و نقل خاطره و حرفهاى روزمره و خريد و بازار و غذا و ... مشغولند.
اين دو حالت و دو شيوه نيز، از همان ميزان معرفت و شعور و توجّه سرچشمه مىگيرد.
در مسجدالنبى، رواقها و قسمتهاى مختص به نماز و زيارت خانمها از آقايان جداست. ولى اينجا همه مخلوطند و همه باهم، چه در حال طواف و سعى، چه در نماز جماعت و تشكيل صفوف. گاهى زن و مرد در كنار هم و در يك صف قرار دارند، بويژه در صحن مسجد، والّا در رواقها باز اندكى حريم وجود دارد و دسته دسته جدا از هم مىنشينند.