85همان سادگى آن است، و راز قداستش به حجرالأسود و فرمان خدا و معمارى جبرئيل و بنّائى ابراهيم و اسماعيل و ميلاد على «ع» در درون كعبه و مدفن هاجر و اسماعيل و اولياء بسيارى در «حِجر اسماعيل» است، عظمتش در معنويّت است، نه در سنگهاى مرمر خارجى كه در بخشهاى توسعۀ يافتۀ اينجا و حرم نبوى به كار رفته است.
قطره و دريا
طواف بر گرد خانۀ خدا، رمز توحيد و محوريّت اللّٰه در تلاشهاست. بايد قطرهاى از اين سيل شد و بدون هيچ تشخّص و تمايزى هفت بار، گرد بيت اللّٰه چرخيد، آغاز از حجرالأسود و ختم كردن به آن. زن و مرد و پير و جوان و باسواد و عوام و دانشمندان و شخصيّتها و افراد عادى، همه باهم و هضم شده در چرخش عظيم اين گردابِ موج خيز انسانى، مىچرخند. چه شانهها كه از گريه نمىلرزد و چه دستها كه به تضرّع در پيشگاه خداى كعبه بلند نمىشود. طواف، نشان مىدهد كه حركت، محور مىخواهد و حجرالأسود هم دست خداست كه با آن بيعت مىكنيم. روح طواف، توصيف شدنى نيست. اين از خود بيخود شدن را بايد در جمع طائفان بود و «حسّ» كرد.
دو ركعت نماز طواف، پشت مقام ابراهيم، آنكه اين خانه را به فرمان خدا پايه نهاد و پاك كرد.