158خيابانهاى اطراف، آرايش نظامى نيروهاى امنيّتى و انتظامى به چشم مىخورد. گويا خاطرۀ دو سال پيش را در ذهن داشتند كه حجاج ايرانى، مراسم برائت از مشركين را در چنين شبى در منا برگزار كردند. لابد احتمال مىدادند باز هم برنامهاى داشته باشيم. امّا در جوّى پر از معنويّت، دعاى كميلِ منا همراه با مداحى و ذكر مصيبت و اشك و ناله، به پايان رسيد و حجاج بتدريج به چادرهاى خود بازگشتند.
شب دوازدهم هم سپرى شد. آخرين روزى كه در منا بوديم، يك عمل بيشتر نبود، رمى جمرات سه گانه، و سپس كوچ به سوى مكّه، البته پس از اذان ظهر. اهل سنت در اين روز، بعد از ظهر رمى مىكنند. امّا شيعه قبل از ظهر. جمرۀ عقبه در اين سوّمين روز حضورمان در منا شلوغ بود، بخصوص طبقه پايين و بويژه نزديكيهاى ظهر. چون خيلىها سنگ زدن را گذاشته بودند براى آخر وقت، كه پس از سنگ زدن، ديگر اين مسيرِ طولانى را به چادرها برنگردند، بلكه از همانجا پياده با گذر از تونلهاى جديد، به مكّه بروند و از رنج ترافيك سنگين در نيمروز گرم، آسوده باشند.
باز هم برائت
حادثۀ جالبى كه در جمرۀ عقبه اتّفاق افتاد (قبلاً نيز اشاره كردم) از شورانگيزترين صحنههاى آن روز و نمايشى از «برائت مردمى» بود. هزاران نفر از مسلمانان غيور لبنانى، كويتى و ... كه موفق به