117مىكنند، با فروشندگان چك و چانه مىزنند، بخصوص برخى خانمهاى ايرانى كه بىملاحظه و بىپروا هنگام نماز، كه رود خروشانِ مردم به سوى مسجد پيامبر يا خانۀ خدا در حركت است، بر خلاف جريان رود حركت مىكنند و با دستى پر از اجناس خريده شده يا توپهاى پارچه بر دوش، صحنۀ نماز و حرم را به طرف هتلهاى خود ترك مىكنند. گاهى وقت نماز كه دكاندار مىخواهد مغازه را ببندد و به نماز برود، حاجى ايرانى را به زور از مغازه بيرون مىكند و ... بيش از اين را توضيح نمىدهم. كاش برادرانى كه با زير شلوارى بيرون مىآيند و خواهرانى كه با چادرهاى گلدار و نازك به خريد مىروند، مىدانستند كه اينها مصاديقى از همان انگشتنما شدنهاى وهنآور است. پيشتر نيز گفتم كه برخى رفتارها بهانه به دست ديگران مىدهد تا بر ضدّ ايرانيها تبليغات سوء كنند، يا با ايرانيها و پول ايران، برخوردى توهين آميز و از روى تحقير داشته باشند. البته بعضىشان هم بدسرشت و كينتوزند و حتى بدون بهانه و زمينه، رفتار ناپسند دارند.
كاش برخى از هموطنان عزّت شيعه و ايران را هدر ندهند. كاش بعضى از افراد بىتوجّه كه همراه خود مواد مخدّر مىآورند (البته براى مصرف شخصى!) و با فاش شدن آن، حيثيت ايرانى لكّهدار مىشود، به زشتى كار خود واقف شوند. كاش با پرهيز از بگومگوها و جرّ و بحثهاى بيهوده با هماتاقى خود و چانه زدنهاى سبك با مغازهداران، حرمتِ زائرانِ كشور انقلابى ايران را نگهدارند و چهرۀ