104و فراملّيتى است، و هم افق انديشهها و عمق دلها را به هم نزديك مىسازد و كسب تجارب و روحيه گرفتن از يكديگر ثمرۀ ديگرى براى اين ديدارهاست.
نگاهى درون كاوانه، نشان مىدهد كه دلها بيش از آنچه به نظر مىآيد، به هم نزديك است، اگر عوامل تفرقهافكن بگذارد. گاهى صحنهها و برخوردهايى، نكات جالبى را از بطن جامعه حكايت مىكند. موارد متعدّدى از جوانهاى دانشجو، تاجر و ... ايرانيان را سوار مىكردند و با احترام به مقصد مىرساندند، در راه با صحبتهايشان همدلى خود را با ما نشان مىدادند و گاهى حتى كرايه هم نمىگرفتند. اين نشان چيست؟ گاهى حتى بعضى از شرطههاى سعودى، در برخورد با ايرانيان، خود را شيعه معرفى مىكردند و درخواستِ «تربت» مىكردند. از اين نمونهها در مغازهدارها هم پيدا مىشد، بويژه در مدينه. آنچه را وهابيت تبليغ مىكند و بر آن پاى مىفشرد، حتى گروههاى زيادى از اهل سنّت، با اين تفكّر مخالفند و موضع دارند. تبليغات گستردهاى كه بر ضد ايرانيان و شيعه مىشود، جوّ را مسموم مىكند، تا آنجا كه گاهى شيعه را غير مسلمان مىپندارند و نماز خواندن بعضى از ما را در كنار بقيع، نشان مجوسى بودن ما مىشمارند. در تبليغاتشان مىگويند كه شيعه، مشرك است، قرآنِ جداگانهاى دارد، على «ع» را برتر از پيامبر «ص» مىداند، به تحريف قرآن معتقد است، اصحاب پيامبر را دشنام مىدهد و ... امّا همين كه منطقى با آنها بحث مىشود،