201منهاج الدين گاهيز، مولانا خليس، مولوى فيزانى و ديگران گروههايى را خارج از دانشگاه تشكيل دادند.
پس از پذيرش قانون اساسى ليبرال 1964 افغانستان و ايجاد حزب كمونيست خلق در 1 ژانويه 1965، فعاليتهاى سياسى اين گروههاى اسلامى تشديد شد. اظهارات و بيانيههاى مختلف عليه حكومت و برخوردهاى خشونت آميز ميان اعضاى جنبشهاى اسلامى و احزاب كمونيست، ويژگى بارز سالهاى 1965 تا 1972 بود. شاخه دانشجويى "سازمان جوانان مسلمان" با نام مستعار "برادران" فعاليتهايش را گسترش داد. در سال 1972، استادان دانشگاه نيز به طور رسمى اما مخفيانه در گروهى به عنوان "جماعت اسلامى افغانستان" سازمان دهى شدند و شوراى اجرايى 15 نفرهاى را از دانشجويان و اعضاى دانشكده تشكيل دادند كه اساساً داراى ريشههاى شهرستانى و شهرى بودند. آنان غلام محمد نيازى را به عنوان بنيانگذار و رهبر غيررسمى خود معرفى كردند و برهان الدين ربانى را به اميرى جنبش منصوب كردند.
اهداف اعلام شده جنبش، ايجاد يك نظم تماماً اسلامى بود كه با هرگونه استثمار، نظم وترتيبات تبعيض آميز سياسى و اقتصادى، فساد، الحاد و كمونيست مخالفت ميكرد. استراتژى اوليه اين گروه همكارى به صورت منظم و صلح آميز با حكومت و كمونيستها بود. پس از سقوط پادشاهى در17 ژولاى 1973، محمد داد و حزب پرچم ( parcham) - حزب كمونيست حامى شوروى - نيازى و 180 عضو حكومت را زندانى و در 29 مى 1978 اعدام كردند.
فقط تعداد كمى از رهبران موفق به فرار شدند از جمله آنها