221*پيامبر صلى الله عليه و آله:«بوى بهشت از سوى قَرَن مىآيد،چقدر دلم مىخواهد اويس را ببينم! هر كس او را زيارت كرد،سلام مرا به وى برساند». 1
ب) شهادت و مدفن اوَيس قرنى
اوَيس قرنى،پس از واقعۀ جمل به صف ياران على عليه السلام پيوست و در جنگ صِفّين كه در سال 37 ه.ق اتفاق افتاد،شركت كرد.پس از رشادتهاى بسيار در جنگ و وارد شدن حدود چهل و چند زخم بر بدنش،در سال 37 ه.ق به شهادت رسيد.
مدفن ايشان،بنابر نظر اكثر مورّخين و مشهور علماء،در همان منطقۀ صفّين در شهر رقّه قرار دارد. 2گرچه،برخى نيز مدفن ايشان را كوه ابو قبيس واقع در مكّه،شهر دمشق و ديار بك تركيه نقل كردهاند،اما هيچ يك اعتبارى نداشته و قبرى را كه در ديار بك (منطقۀ كرد نشين تركيه) به اويس قرنى منسوب مىكنند،مربوط به يكى از عالمان اهل سنت،به نام«ويس»مىباشد و اين انتساب صحيح نيست.
ج) داستان اطاعت اويس قرنى از مادر
اويس قرنى،بىاندازه عاشق پيامبر صلى الله عليه و آله و مشتاق ملاقات ايشان بود.روزى،خدمت مادرش رسيد تا از او اجازه گرفته و به منظور ملاقات پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه برود.مادر اويس به فرزندش گفت:اجازه مىدهم؛به شرط آنكه بيش از نصف روز توقف نكنى.
اويس پس از كسب رضايت مادر،رهسپار مدينه شد.پس از رسيدن به مدينه به منزل پيامبر صلى الله عليه و آله رفت،اما آن روز پيامبر صلى الله عليه و آله در خانه حضور نداشتند و براى انجام كارى به بيرون از شهر رفته بودند.اويس،مدتى را به انتظار وجود مقدّس پيامبر صلى الله عليه و آله نشست، اما،از آنجايى كه به درخواست مادر نمىتوانست بيشتر منتظر بماند،براى جلب