164عبداللّٰه جحش در حبشه تحت تأثير افكار مسيحيت قرار گرفت و آيين آنان را پذيرفت و ام حبيبه را نيز وسوسه كرد كه مسيحى شود،اما او به دين اسلام پايدار ماند.
عبداللّٰه در مىگسارى زيادهروى كرد و در اثر زيادهروى،در حال كفر،در حبشه از دنيا رفت.پس از اين جريان،پيامبر صلى الله عليه و آله (به نقلى به پيشنهاد و درخواست ابوسفيان)،شخصى را به حبشه اعزام كرد تا دلشكستگى امّ حبيبه را جبران كند و او را به عقد پيامبر صلى الله عليه و آله درآورد كه با قرار چهار صد دينار،به عنوان مهريه و دادن وليمه،اين ازدواج به انجام رسيد. 1
ب) داستان ابوسفيان و عكسالعمل امّ حبيبه
امّ حبيبه هر چند دختر ابوسفيان بود،ولى كوچكترين علاقهاى به او نداشت.وى به شدت از كفر و الحاد پدرش متنفّر بود.او مانند مسلمانان ديگر،از ظلم و ستم قريش به ستوه آمده بود و به حبشه مهاجرت كرد.
*ابوسفيان پس از نقض صلح حديبيه با قبيلۀ بنىبكر (كه از كفار بودند)،براى تحكيم مجدّد پيمان؛رهسپار مدينه شد.پس از پيمودن راه طولانى وارد مدينه شد و به خانۀ دخترش (امّ حبيبه) رفت.در گوشۀ اتاق،تشكى پهن بود.همين كه ابوسفيان خواست روى آن تشك بنشيند،ام حبيبه بىدرنگ آن را از زير پدرش كشيد و مانع نشستن روى تشك شد.اين كار ام حبيبه،باعث تعجب پدر شد و پرسيد:«اى دختر! نشستن روى اين فرش را از من مضايقه مىكنى؟! آيا پدر سزاوار آن نيست؟!»ام حبيبه به ابوسفيان پاسخ داد:«تو فرد مشركى هستى و دوست ندارم روى تشك رسول خدا صلى الله عليه و آله بنشينى». 2
ج) امّ حبيبه پيرو على عليه السلام بود يا معاويه؟
امّ حبيبه،گرچه مسلمان بود و پيامبر صلى الله عليه و آله را بسيار دوست داشت و به همين دليل هم با تنفر در مقابل پدرش ايستاد،اما مىگويند وى در اواخر عمر،از اهلبيت عليهم السلام بريد و