103سياست او بسيار دقيق است. او مىداند كه مردم را فقط به سه روش مىتوان به جنگ با حسين فرستاد: فريب، پول و زور.
امروز سپاه كوفه از سه گروه تشكيل شده است:
گروه اول، كسانى هستند كه با سخنان عمرسعد به اسم دين، فريب خورده و به كربلا رفتهاند.
گروه دوم نيز از افرادى تشكيل شده كه شيفته زرق و برق دنيايى هستند و با هدف رسيدن به دنيا، براى جنگ آماده شدهاند و سومين گروه هم از ترس اعدامو كشتهشدن به سپاه ملحق مىشوند.
همسفرم! حالا ديگر زمان دلهره و نگرانى است. حتماً سخنرانى قبلى ابنزياد را به ياد دارى كه چقدر با مهربانى سخن مىگفت. امّا اين سخن را بشنو: «من به اردوگاه سپاه مىروم و هر مردى كه در كوفه بماند به قتل خواهد رسيد».
آنگاه به يكى از فرماندهان خود مأموريّت داد تا بعد از رفتن او به نُخَيْله، در كوچههاى كوفه بگردد و هر كس را كه يافت مجبور كند تا به اردوگاه برود و اگر قبول نكرد او را به قتل برساند. 1با اين اوصاف، ديگر مردم چارهاى ندارند جز اينكه گروه گروه به سپاه ابنزياد ملحق شوند.
آنها كه از يارى امام حسين عليه السلام دست كشيدند، حالا بايد در مقابل آن حضرت هم بايستند.
ابنزياد به اردوگاه نُخَيْله مىرود و در آنجا نيروها را ساماندهى مىكند. او هر روز يك يا دو لشكر چهار هزار نفرى به سوى كربلا مىفرستد.
آخر مگر امام حسين عليه السلام چند ياور دارد؟ ابنزياد مىداند كه تعداد آنها كمتر از صد نفر است. گويا او مىخواهد در مقابل هر سرباز امام، سيصد نفر داشته باشد. 2او هفت فرمانده معيّن مىكند و با توجّه به شناختى كه از قبيلههاى كوفه دارد، نيروهاى هر قبيله را در سپاه مخصوصى سازماندهى مىكند.
به ابنزياد خبر مىدهند كه عدّهاى از دوستان امام حسين عليه السلام ، براى يارى امام به سوى كربلا حركت كردهاند. او به يكى از فرماندهان خود به نام زَجْر، مأموريّت مىدهد تا همراه با