282>بعد از اينكه از بغداد خارج شديم و باروهاى ويران شده آن(در سمت كرخ) را پشت سر گذاشتيم و بمدت50 دقيقه راه سپرديم تا به كاظمين رسيديم كه از دور منظره گنبد طلايى وگلدستههاى آن در بين نخلستانها جلوهاى بسيار زيبا به آن داده بود<.
وى سپس ادامه داده مىگويد: >صحن پيرامون حرم مطهر مربع شكل بود و بوسيله كاشيكارى بسيار زيبا و هنرمندانهاى مزين شده بود و بر روى ديوارها نيز لوحههايى ازآيات قرآن و سخنان مذهبى با حروف عربى زيبايى نقش بسته بود.... در مسير راه ما به مردمى برخورديم كه از همه سو عازم كاظمين بودند، اين افراد از هر ملت و طايفهاى بودند و برخى ازآنان تبتى و برخى كشميرى و افغانى و ايرانى و عرب بودند و تعدادى ازآنها سواره و تعدادى ديگر نيز پياده عازم زيارت بودند و برخى ديگر را ديديم كه دركنار جاده سجادههاى خود را رو به قبله پهن كرده بودند و با خلوص نيت مشغول عبادت بودند... و شايد كمتر جائى را بتوان سراغ كرد كه مردم از هر قوم و طايفهاى چنين مخلصانه درآن جمع شوند و به عبادت مشغول گردند<.
سپس جونز ادامه داده مىگويد: >كمى كه ازكاظمين دور مىشويم، به منطقه تاجى مىرسيم كه صحراى عراق ازكنارآن آغاز مىشود و پس از تاجى درياچه عقرقوف قرار دارد كه آب آن از سيلابهاى رودخانه فرات تأمين مىشود و رودخانه فرات پنجاه ميل تا اينجا فاصله دارد و اين رودخانه از همين طريق به رودخانه دجله متصل مىگردد و بدين گونه مىتوان گفت كه شهر كاظمين و نخلستانها و باغهاى آن از همه سو با آب احاطه شده است وگويى جزيرهاى در بين درياى متلاطم است<. 1