166همراهش بودند و در روايت ديگرى آمده است كه حربن يزيد رياحى به همراه هزار سواره از كوفه جداگانه به منطقه اعزام شده بود.
ابو مخنف از آن دو نفر مرد اسدى نقل كرده است در ميانه راه هنگام ظهر ناگهان مردى فرياد زد الله اكبر! امام حسين(ع)نيز تكبير گفت و فرمود: براى چه تكبير گفتى؟ آن مرد گفت: درخت خرما در اين مكان مشاهده مىكنم! آن دو مرد اسدى گفتند: در اين مكان درخت خرمايى وجود ندارد. امام(ع)به آنها فرمود: شما چه مىپنداريد؟ گفتند: اينها طلايهداران لشكر دشمن و گردنهاى اسبان آنهاست. امام(ع)فرمود: من نيز آنها را مىبينم.
پس امام(ع)فرمود: آيا در اين منطقه پناهگاهى وجود دارد كه ما بدانجا برويم و اين پناهگاه در پشت سر ما قرار گيرد و دشمن در روبهروى ما قرار گيرد؟ گفتند: آرى در ناحيه چپ منزلى به نام ذوحسمى است كه اين مشخصات را دارد. پس امام(ع)به قسمت چپ جاده به طرف ذوحسمى روى آورد. سپاه دشمن نيز بهطرف اين منزل مىتاخت. ولى امام(ع)و همراهان زودتر به اين منزل رسيدند.
17. ذوحسمى:
روز چهارشنبه 27 ذىحجه سال 60 هجرى قمرى امام حسين(ع)وارد ذوحسمى شدند و دستور دادند كه خيمهها را در اين مكان برپا كردند. و ذوحسمى نام كوهى است كه نخجيرگاه نعمانبن منذر پادشاه حير بوده و نابغه ذبيانى درباره اين كوه ابياتى را سروده است. حربنيزيد با هزار سوار هنگام ظهر از راه فرا رسيد و برابر امام(ع) با لشكريانش قرار گرفت. امام رو به اصحاب خود كرده و فرمود:اين گروه را سيراب كنيد و اسبهاى آنان را نيز آب بدهيد. ياران امام(ع)فرمان بردند و لشكريان دشمن حتى اسبهاى آنان را نيز سيراب كردند.