96رسيدم به او ديدم كه سنگهاى خُرد و بُزرگ را مىخورد پس تيرى از تركش خود بيرون گرفتم و پيش داشتم تا پيكانش به او رسيد هيچ المى و حرارتى نيافتم ديدم كه پيكان فرو رفت و چوبش نسوخت و نيز مطرى گفته است كه بر هر كوهى و سنگى كه مرور مىكرد آن را مىخورد ليكن بر شجر ضرر نمىكرد و مىگويد كه از اين ظاهر شد كه اين به سبب حرام ساختن نبىّ است - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - كه شجر آن حرم محترم را ممنوع شده از اكل آن به جهت وجوب طاعت آن حضرت - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - بر همۀ مخلوقات.
ليكن قسطلانى تصريح كرده به آنچه رَدِّ اين قول مىكند، زيرا كه مىگويد: لايزال مرور مىكرد بر سبيل خود، سحق 1 مىنمود و مىگداخت آنچه به او مىرسيد از شجر اخضر و حصى 2 و حجر و طرف شرقى او متوجّه جانب جبال بود و چون به جبال رسيد ايستاد و طرف شامى او كه يلى حرم محترم بود متصل [24 - آ] شد به كوهى كه وعيره گويند و نزديك است به جانب شرقى احُد و گذشت كه در طرف اوست وادى حمزه تا آنكه مُستقر شد و ايستاد در برابر حرم محترم نبوى - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - و مُرد.
و گفته است كه شخصى كه بر وى اعتماد دارم خبر داد و گفت كه سنگى بُزرگ كه بعضى از وى داخل حرم بود و بعضى خارج چون آتش به او رسيد به طرف خارجش مُتعلق شد چون به جانب داخلش رسيد فى الحال مُرد و مورخان گفتهاند كه اين آتش سيلان مىكرد به سرعت در واديى كه طول او چهار فرسخ و عرضش چهار ميل و عمق او يك و نيم قامت و دوان دَوان بود بر روى زمين و سنگ آب مىشد از وى همچو سُرب و لايزال مُجتمع مىشد در آخر وادى نزد منتهى حرّه يعنى در جانب مشرق تا كه منقطع شد در وسط وادى شظاة به سوى جهت جبل وعيره و سدّ نمود وادى مذكور را به سدّى عظيم از سنگ گداخته شده به آتش و گفتهاند كه اين آتش از در روى زمين مقدار قدّ نيزهاى دراز جمع كرد تا كه مُنقطع شد وادى شظاة به سبب آن و بعد از آن سيل مُنحبس مىشد در