90شيخ مجدالدّين و غير او ذكر كردهاند كه لشكر يزيد اهل مدينه اهل مدينه را اسير كردند و فروج زنان را مُباح ساختند و آن اولادى را كه از آن حملها پيدا شده بودند اولاد حرّه مىگفتند و ابن جوزى گفته كه بعد از حرّه هزار زن حرّه از غير شوهر خود بچه آورد! از جمله صحابه كه در آن روز به شرف شهادت رسيدهاند يكى عبداللّٰه بن حنظلة الغسيل است كه با هشت نفر از پسران خود و ديگر 1 عبداللّٰه بن زيد كه حكايت كنندۀ وضوى پيغمبر [21 - آ] است - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - و ديگر معقل بن سنان اشجعى است كه در فتح مكّه صاحب رايت قوم خود بود. و ابن جوزى از سعيد بن مُسيّب روايت كرده كه گفت به تحقيق خود را ديدم در شبهاى حرّه كه نبود در مسجد احدى از خلق اللّٰه غير از من، و اهل شام فوج فوج در آمدند و مىگفتند كه نظر كنيد به اين شيخ ديوانه. و هيچ وقت نماز نمىشد الّا آنكه مىشنيدم از قبر شريف - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم 2 - آواز اذان و بعد از آن اقامت مىكردند. پس، پيش مىشدم و نماز مىكردم و حال آنكه در مسجد غير از من احدى نبود و اين مُسلم نا مُسلم بعد از اين فساد شنيع به داعيۀ زيادتى افساد مُتوجّۀ مكۀ شريفه و قتل 3 عبداللّٰه بن زبير گرديده امّا 4 در راه هلاك شد و در وقت هلاك حصين بن نمير را وصيّت كرد و گفت كه يزيد تو را بعد از من به جاى من ساخته و علم امارت بر سر تو افراخته بايد كه تيز بر سر ابن زبير رفته منجنيق نصب كنى. و حصين به موجب وصيّت او بر سر ابن زبير آمده منجنيق نصب نمود و شخصى از لشكريان او بر سر نيزه آتش گرفته بود كه از آنجا باد برانده به كعبۀ شريفه رسانيده آتش در استار كعبه چسبيد خانۀ كعبه از آن آتش سوخت و در اين اثنا خبر مردن يزيد بىسعادت رسيد و خداى تعالى از سر اهلِ مكه آن بلا را دفع كرد و از اقبح امور و اشنع كارها كه در دولت شوم يزيد - لعنة اللّٰه - صدور يافته قتل امام همام سبط خيرالانام حسين بن على - عليهالسلام - است و وقعۀ حرّۀ مذكوره و رمى كعبه به منجنيق و سوخته شدن آن ميان وقعۀ حرّه و مردن يزيد، سه