78
«لاٰ أُقْسِمُ بِهٰذَا الْبَلَدِ»
1
نظر به بعضى تفاسير.
ديگر ابتدا كردن به او و تقديم نمودن او در كريمۀ «رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ» 2 با وجود تقدم مخرج به حسبِ واقع.
ديگر كثرت دعاى آن حضرت در حقّ آن خصوصاً به بركت در آن و در ثمار و مكيال و بازار و اهل آن.
ديگر تنصيص نمودن آن حضرت - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - به آنكه او نافى خُبث و ذنوب است.
ديگر تصريح آن سرور - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - به آنكه هر كه از آنجا رغبت كند به جاى ديگر ابدال كند خداى تعالىٰ به جاى او بهتر از وى را.
ديگر هر كه اراده كند او را او اهل او را به بدى بگدازد خُداى تعالىٰ او را همچو ارزيز در آتش يا نمك در آب.
ديگر وعيدِ شديد در حق كسى كه احداث كند در آن بلدۀ شريفه مُنكرى را يا پناه دهد و حمايت كند مُحدِثى را.
ديگر وعيد در حق كسى كه بر اهل او ظلم كند يا بترساند ايشان را.
ديگر وعيد كسى كه اكرام نكند اهل او را با وجود آنكه اكرام و حفظ حرمت ايشان حق است بر امت يعنى واجب است.
ديگر وعدۀ آن حضرت - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - به شفاعت و شهادت در حقّ كسى كه حفظ ايشان كند در مُحبت رسول - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم.
ديگر وعيد شديد به قول شريف «من اخاف اهل المدينه فقد اخاف ما بين جنبى».
ديگر اختصاص او به ملك ايمان و حيا به آنكه التجا مىكند [16 - ب] به او ايمان.
چنان كه در باب فضايل گذشت.