344سر او چيز مىگذاشتند [127 - آ] و بعد از آن خاك آن را پوشيده و از بعضى آثار چنان معلوم مىشود كه در حرّه نيز موضعى است از بنى عبدالاشهل كه واقعۀ 1 حره در آنجا وقوع يافته.
احجار المراء: 2 در قباست و مجاهد 3 گفته آن قباست.
احُد: به ضَمّتين كوه معروف و مشهور است كه مذكور شد.
احياء: جمع حىّ پايان ثنيۀ المزاة است كه در رابغ است و در آنجا بوده سريۀ عبيدة بن الحارث - رضىاللّٰه عنه.
اخزم: همچو افضل ميان ملل 4 و روحاست و امروز معروف است به خزيم 5.
اخضر: به فتح همزه و به ضاد معجمه از منازل شريفۀ نبوى است قريب تبوك.
اذاخِر: جمع اذخر است و واديى است قريب مكّه 6.
اراَبن: به ضم همزه و فتح راء مهمله و كسر موحده و نون در آخر كلمه منزلى است كه منحدر مىشود به مضيق صفراء.
ارثد: به ثاى مثلثه و دال مهمله بر وزن احمد وادى ابواست.
ارحضية: به حاى مهمله و ضاد معجمه و ياى تحتانيه مشدده و رُحضيه نيز گويند به ضم را. قريهاى است مشتمل بر چاهها و مزرعهها و در مُحاذى آن قريهاى است كه حجر گويند در ناحيۀ ابلى.
اسقف: كوهى است در جانب رابوغ.
اسواف: به فتح همزه و در آخر آن فا بر وزن افعال در طرف شامى بقيع است در راه احد و اساويف نيز گويند كه آن صدقۀ زيد بن ثابت است و در يك قصه، نشستن پيغامبر - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - بر سر چاه او و آويزان كردن پاهاى مُبارك در آن و بعد از آن