342
فصل دوم 1:در ضبط الفاظ متعلقه به مواضع و امكنه و آطام و اعمال و جبال آن محل سكينه
على ساكنها افضل الصلوات واكمل التسليمات
در ضمن 2 ضبط فى الجمله بيان احوال مواضعى كه تا غايت مبيّّن نشده [تبيين] خواهد شد - ان شاء اللّٰه تعالى - و لهذا ذكر كرده نشد، احماى مدينه را كه قبل از اين فصل در اصل مذكور است.
حرف الالف
آره: بر وزن حاره 3 كوهى است بزرگ، بلندتر از قدس از جهت فرع 4 متعلّق به مزينه كه در جوانب او چشمههاست و به آن [126 - ب] چشمهها، قريهها معمور است همچو فرع و امالعيال و غيرهم.
ابار: به ضم همزه و ابير مصغر اوبار از اوديۀ اجرد است كه به ينبع مىريزد.
ابرق العزاف 5: به عين مهمله و زاى مهملۀ مشدده وفا، ميان مدينه و رَبَذه است به مقدار بيست ميل دورتر از مدينه و ابرق در لغت موضع مرتفعى را گويند كه سنگ و ريگ