320كننده چيزى را كه مىكرد آن را پيغامبر - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - الّا آنكه مىكنم آن چيز را براى آنكه مىترسم كه اگر ترك كنم امرى را از امور رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - گمراه شوم و بعد از آن صدقاتى را كه در مدينه بود به على - عليهالسلام - و عباس - رضى اللّٰه عنه - داده خيبر و فدك را نگاه داشت.
گفتهاند: ابوبكر احتجاج مىكرد به قول پيغامبر - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - «لانورث ما تركنا صدقة» و ايضاً در صحيح آمده كه على - عليهالسلام - و عباس - رضىاللّٰه عنه - به نزد عمر آمده آنچه فاطمه - عليهاالسلام - طلب كرده طلبيده كه پيغامبر - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - گفته كه «لانورث ماتركنا صدقة» پس وجهش آن باشد كه على - عليهالسلام - و عباس - رضىاللّٰه عنه - با سيدۀ عالميان از قول پيغامبر - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - آن فهميدهاند كه صدقات او وقف است و ديدهاند كه نظارت آن به طريق ارث به ايشان مىرسد نه اصل رقبه آن صدقات و رأى ابوبكر آن تقاضا كرده، نظارت به او تعلق دارد كه خليفه رسول است - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - و لهذا عمر وقتى كه به على و عباس داد - رضىاللّٰه عنه - از ايشان عهد گرفت كه همچنان كه پيغامبر - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - و خليفۀاو عمل مىكردند عملكنند و اين صدقات به دست اميرالمومنين على - عليهالسلام - بود و بعد از آن به دست امام حسن - عليهالسلام - و بعد از آن به دست امام حسين - عليهالسلام - و بعد از آن على بن حسين و حسن بن حسن و بعد از آن به دست زيد بن حسن و بعد از آن معمر گفته كه به دست عبيداللّٰه بن حسن بود تا آنكه بنىالعباس [120 - ب] متولى خلافت را كُشتند پس قبض نمودند آن صدقات را ايشان 1.