241مىگفت كه عقيق واديى مبارك است. پس تحصيب كرد عمر مسجد را از حصباى وادى عقيق.
در روايت ابن زباله آنكه سفيان بن عبداللّٰه ثقفى به نزد عمر آمد و هنوز مسجد شريف را سنگريزه نينداخته بودند. پس گفت كه مگر شما را وادى نيست. عمر گفت: بلى و او گفت كه پس مسجد را سنگريزه اندازيد.
اما مصابيح مسجد يعنى چراغهاى 1 او
قولى آنكه اول كسى كه در مسجد تعليق مصابيح كرد عمر است در آن زمان كه در تراويح مردم را در پس يك امام جمع كرد.
قرطبى در تفسير خود روايت كرده كه تميم دارى - رضىاللّٰه عنه - از شام قنديلهاى شيشه و روغن زيت و مقط 2 يعنى ريسمان تافته بار كرده آورد چون به مدينه منتهى شد قدوم او موافق شب جمعه افتاد، ابوالبراد نام غلام خود را فرمود كه مقط را بسط نموده قناديل را معلق ساخت و در آنها آب و زيت ريخته فتيله انداخت و چون شب شد ابوالبراد را فرمود كه آنها را افروخت. چون رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - به نماز برآمد اينها را ديد كه مىدرخشيد، گفت كه اين كار را چه كس كرده است. گفتند: تميم دارى كرده است يا رسول اللّٰه. پس فرمود كه اى تميم منور ساختى اسلام را، الحديث.
اما تخليق مسجد يعنى ماليدن خلوق كه طيبى است مركب از زعفران و غيره.
ابوداوود 3 از ابن عمر - رضىاللّٰه عنهما - روايت كرده كه رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - روزى خطبه مىخواند، در قبلۀ مسجد نخامهاى ديد يعنى آب دهنى كه از اقصاى حلق مىبرآيد و از ديدن آن در خشم شد به مردم و بعد از آن، آن را از آنجا تراشيد و راوى مىگويد: گمان مىبرم كه زعفران طلبيد و بر آن موضع ماليد و گفت كه «ان اللّٰه قِبَلَ وجه احدكم [قبل بكسر القاف و فتح الباء الموحدة هكذا ضبط شارح الحديث، اين ضبط مترجم را موافق نيست، واللّٰه اعلم 4] [88 - آ] فلا يبزقنّ بين يديه». اگر قبل به تخفيف و كسر با باشد، معنى آنكه: به درستى كه خداى تعالى روى يكى شما را قبول كرده پس بايد كه آن كس در پيش او تُف نكند. و اگر به تشديد و فتح با بوده باشد ترجمهاش آنكه: خداى