235ديگر بسيارى بريده جمع كرده به اجدّ 1 و اجتهاد بسيار مشغول كار شدند و منارۀ رئيسيه را تا اساس آن هدم كردند و جدار قبلى را از منارۀ بابالسلام تا آخر جدار قبله و از آنجا جدار شرقى را تا باب جبرئيل هدم كرده اين جدار شرقى را پاره بيرون برآوردند كه مقدار يك گز و نيم بيرون برآمد و محراب عثمانى را توسعه نمودند و اساطين مسجد را كوتهتر ساخته بر سرهاى آنها از خشت پخته عقدها بستند و بر بالاى آن چوبهاى سقف را انداخته بر سقف واحد اكتفا نمودند و پيش از اين ستونها همچو جهت غربى و شرقى و شامى بر سقف متّصل بود و بالاى محراب عثمانى قبهاى بر بالاى ستونها بستند و بر بالاى حجرۀ شريفه و حوالى آن قبۀ عالى بر بالاى دعايمى كه در زمين مسجد بود عمارت نمودند و بعضى از آن ستونهايى كه در مقصورۀ حجرۀ شريفه بود دعامه ساختند و در ميان اين قبۀ عظيمه و ميان ديوار شرقى و همچنين در جهت شمالى متّصل به متهجّد عقدها و طاقها بستند و در جهت قبله يك قبه مختصر و سه قبۀ ديگر در حوالى او مختصرتر از آن كه «مجاريد» گويند، بستند و ميان اين عقدهها و منارۀ رئيسيه بادگيرى براى ضياء و هوا گذاشتند. دَرِ منارۀ رئيسيّه كه اول در جهت مغرب بود اين بار در جهت شام ساخته در پيش او چهار درجه بنا كردند و محل در اول را از براى خطيب جايى ساختند كه آنجا مىنشسته و انتظار وقت خطبه مىبرده [85 - آ] در زمان قديم و در اندرون بابالسلام در پيش او دو قبۀ ديگر احداث نمودند و بابالسلام را به رُخام سفيد و سياه در غايت زينت بنا كردند و زمين پيشگاه مسجد را نسبت به زمين مصلّاى نبوى پست ساختند و در پيش مصلّاى نبوى به جاى صندوق دعامه بنا كرده محراب آن را در آن دعامه ساختند و اين محراب و محراب عثمانى را به رُخام ملوّن در غايت لطافت و خوبى زينت دادند و حجرۀ شريفه و حوالى آن را مثل اول ترخيم نمودند و منبر و دكۀ موذنان را نيز مثل اول به رخام ساختند و در جهت شرقى از بابالنسا تا آخر مسجد و در جهت غربى از بابالرحمه تا آخر مسجد صفه بستند پستتر از صفه جهت شمالى و ديوار مسجد را از بابالسلام تا بابالرحمه هدم نموده در آن مابين، رباطى و مدرسهاى براى سلطان وقت بنا نموده در سه طبقۀ آن طاقچهها به جانب مسجد گذاشتند كه مجموع آن سى طاقچه مىشود و بر طبقۀ بالا و از سيم 2