230كه ذكرش سبق يافت. [82 - آ]
از اين حريق غير گنبدى كه الناصرلدين اللّٰه براى حفظ ذخاير حرم محترم انشا نموده چيزى سالم نماند و در اين گنبد مصحف عثمانى و صندوق بزرگ چند متقدمةالتاريخ كه بعد از ثلثمائه ساخته بودهاند سالم مانده و مورّخان گفتهاند كه بعد از اين حريق ستونهاى مسجد همچو تنههاى خرما ايستاده مانده بود و هرگاه كه بادى برمىخواست آن را مىجنبانيد ليكن اين عجيب مىنمايد زيرا كه ستونها از چوب نبود كه باد آن را تواند جنبانيد - واللّٰه اعلم - و رصاص بعضى ستونها گداخت و آن ستون افتاد و سقفى كه بر بالاى حجرۀ شريفه بود افتاد و حجرۀ شريفه نيز به سبب آن بر بالاى قبور منورۀ معطره افتاد و در صباح جمعه موضعى را براى نماز آماده ساخته كيفيت حال را به خليفۀ وقت مستعصم باللّٰه عرض نمودند و در موسم حج آلات عمارت و استادان كار به ركب عراق، يعنى حاجيان بغداد و آن نواحى آمده در اول سنۀ خمس و خمسين و ستمائه 1 ابتداى عمارت نمودند و قصد كردند كه آنچه از سقف سوخته بر بالاى قبور شريفه افتاده بود آن را ازاله نمايند ليكن به سبب مهابت احترام قبور شريفه كسى بر اين جرأت ننمود، پس راى امير مدينه به اتفاق اكابر آن حرم محترم بر آن قرار يافت كه اين معنى را به خليفه عرض كنند تا هر جوابى كه از آنجا آيد بر وفق آن عمل نمايند و بنابر آنكه خليفه و اهل دولت او به سبب غوغاى تتار و استيلاى ايشان با عمال بغداد، به حال خود گرفتار بودند در آن سال جوابى نيامد پس آن شكسته و ريختهايى كه بر آن محل شريف افتاده بود همچنان به حال خود ماند و هيچ كس نتوانست كه جسارت نموده به آن محل شريف رفته آن موضع منيف را رُفْتِه از آن اوساخ پاك سازد و كلام مطرى و تابعان او مقتضى آن است كه شباك ظاهر و سقف حجرۀ شريفه را تا سر ستونها رسانيدند به حيثيّتى كه سقف [82 - ب] حجره و مسجد يكى شد. ليكن اين خطاست زيرا كه سقف مُتقن محكم ديگر در تحت سقف مسجد و بالاى حجرۀ شريفه در حريق ثانى مشاهده شده كه رد اين قول مىكند و در همين سنۀ خمس و خمسين حجرۀ شريفه و حوالى او تا حايط قبلى و حايط شرقى تا