195حافظ بن حجر مىفرمايد:
با وجود آنكه همۀ طرق قابل احتجاج است، بعضى از اينها تقويت بعضى ديگر مىكند و ابن جوزى بعضى از اين طرق را در موضوعات آورده و تعطيل نموده به بعضى از روات آنكه در حق او تكلّم كردهاند و حال آنكه آن مقدار در صحت آن قادح 1 نيست و ايضاً تعطيل نموده به آنكه مخالف احاديث صحاح است كه در باب ابوبكر وارد شده و زعم كرده كه اين از اوضاع رفضه است و مىگويد كه ابن جوزى خطاى شنيع كرده است كه ردّ نموده احاديث صحيحه را به توهّم معارضه با وجود امكان جمع. و در وجه جمع از بزّار روايت كرده كه اگر ثابت شود روايات احاديث باب على جمعش به حديث ابى سعيد خُدرى است كه ترمذى روايت كرده است از وى كه رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - فرمود كه حلال نيست احدى را كه مرور كند بر اين مسجد در حالت جنابت غير من و على و اين بنا بر آن بود كه در خانۀ على - عليه السلام - در مسجد بود و غير آن در ديگر [66 - ب] نداشت پس مأمور نشد به سدّ آن به خلاف ابوبكر كه غير خوخۀ مسجد در ديگر داشت پس او محتاج بود به استثنا نه على - عليه السلام - كه مخصوص بود به چيزى كه زياده از ابقاى باب است و اما روايت استثناء على - عليهالسلام - بنا بر دفع توهم سدّ بوده باشد يا آنكه اول مأمور شدند به سدّ ابوابى كه در مسجد داشتند الّا باب على - عليهالسلام - و بعد از آن به استيذان هر كسى دريچه از خانۀ خود وا كرد و بعد از آن مأمور شدند به سدّ اين دريچهها الّا خوخۀ ابوبكر و مىگويد كه اين وجه اوضح است و تأييد مىكند به آنكه مروى شده است كه حمزة بن عبدالمطلب - عليه السلام - بيرون آمد و حال آنكه قطيفۀ خود را مىكشيد از غايت اضطراب و بد حالى از خانه به حدّت و سرعت برآمده بود و پارهاى از قطيفۀ او در زمين بوده او را مىكشيد و چشمان او از گريه پر شده بود و مىگريست و مىگفت يا رسول اللّٰه عمّ خود را بيرون كردى و پسر عمّ خود را ساكن گردانيدى آن سرور - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - فرمودند كه من بيرون نكردم تو را و من ساكن نساختم پسر عم خود را بلكه خداى تعالى او را ساكن ساخت. و اين قصهاى صريح است در تقدّم باب