190در روايتى آنكه چون در برابر امام ايستاده شوى در نماز، همۀ حجرهها در يسار تو بُوَد.
امام مالك از ثقه روايت كرده كه بعد از وفات رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - مردم به 1 حُجرههاى ازواج طاهرات - رضىاللّٰه عنهن - مى درآمدند و نماز مىكردند در روز جمعه و مسجد تنگ مىشد بر اهلش و اين حجرهها از مسجد نبود ليكن درهاى آنها در مسجد بود.
ابن سعد گفته: سوده خانۀ خود را به عايشه وصيت كرد و اولياى صفيه خانۀ او را به معاويه فروختند و خانۀ عايشه را نيز خريد و شرط كرد كه مادام كه عايشه در حيات است ساكن باشد.
در روايتى آنكه ابن زبير خريد به شرط مذكور اما حُجرۀ شريفۀ فاطمه - رضىاللّٰه عنها - در اين موضع بود كه ميان او و ميان خانۀ رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - يعنى حجرۀ عايشه خوخهاى بود و گفتهاند كه طهارت خانۀ آن سرور در آن جانب بود، هر گاه كه به طهارت خانه رفتى از آن خوخه به فاطمه - رضىاللّٰه عنها - نظر كردى و حال او را دانستى، يك بار عايشه نيم شبى به طهارت خانه درآمد و ميان او و فاطمه گفت و گوى شد. پس فاطمه - رضىاللّٰه عنها - از رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - درخواست كرد كه آن خوخه را سدّ كند. پس به التماس او مسدود گشت 2 و عايشه گفت يا رسول اللّٰه ما در شب به طهارت خانه مىرويم و چيزى را از اذىٰ 3 نمىيابيم. فرمودند كه از انبيا ظاهر مىشود اذى [اما آن را] زمين فرو مىبرد.
مخلّص سخن در شأن [64 - ب ] حجرۀ فاطمه 4 - رضىاللّٰه عنها - آنكه در ميان مربعه قبر شريف و استوانه تهجّد بود و عُرس او - رضىاللّٰه عنها - در نزد استوانى كه محراب متهجّد يلى آن شد در موضع خانۀ او - رضىاللّٰه عنها - غير اين نيز گفتهاند و آن بعيد است و موضعى كه مردم احترام آن مىكنند و مىگويند كه قبر مبارك فاطمه -