176بين الروايات حاصل شود و تاييد مىكند تعدد بناى مسجد شريف را آنكه مروى شده است كه رسول - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - به صاحب آن بُقعه كه به ادخال اومسجد زياده شد گفت كه تو را در مقابلۀ اين زمين خانهاى است در جنّت و او راضى نشد. بعد از آن عثمان به ده هزار درهم آن زمين را خريده به نزد رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - آمد و گفت يا رسول اللّٰه از من بخر آن خانهاى را كه از انصارى مىخريدى و آن حضرت - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - آن زمين را به خانه [اى] از جنّت از عثمان طلبيد 1 و خشتى به دست مبارك خود بر آنجا نهاد. بعد از آن ابوبكر را طلبيد پس او خشتى نهاد. بعد از آن عمر و بعد از آن [58 - آ] عثمان و بعد از آن به مردم ديگر اشارت فرمود تا هر كس خشت خود را در آنجا كار فرمود 2. احاديثى كه تجديد بنا و تعدّد او را تاييد مىكند از صحاح و غير ذلك بسيار است اگر اطلاع خواهد كسى، بر اصل رجوع كند.
بيهقى در دلايل النبوه روايت كرده كه انصار - رضىاللّٰه عنهم - مال جمع كرده به نزد آن حضرت - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - آوردند و گفتند 3 كه يا رسولاللّٰه اين مسجد را بناى تازه كن و زينت فرماى. تا چند در زير اين جريد يعنى شاخ خرما نماز گزاريم. آن حضرت - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - فرمود مرا رغبت نيست از كردۀ برادرم موسى - عليهالسلام - عريشى 4 مىخواهم همچو عريش 5 موسى. و در بيان عريش از حسن بصرى - رضىاللّٰه عنه - روايت كردهاند كه هر گاه كه دست خود بالا برمىداشت بر سقف عريش مىرسيد.
در حدود مسجد شريف بر آن وجهى كه در زمان آن سرور بوده - صلى اللّٰه عليه وآله وسلم - آنچه مخلص مىشود از كلام صاحب تاريخ كه مرضى او است آن است كه حدّ قبلى مسجد شريف در آبزين 6 يعنى پنجرهاى است كه در جهت قبلۀ روضۀ شريفه است و در پس در آبزين مذكور زياده از يك گز سنگ مرمرى است كه عرضش سه گز است و