161عليه وآله وسلم.
صاحب تاريخ گفته: او امروز مشهور است به مدرسۀ شهابيه و اوقاف بسيار در ولايت خود در دمشق به او تعيين فرمود و در مدينه نيز نخيلى كه معروف است به مليكى وقف اوست، ليكن به تصرّف ناظران وقف حال او و ساير اوقاف عجيب است و زيد بن حارثه و ابورافع به جهت فاطمۀ زهرا - عليها سلام - و ام كلثوم دختران آن حضرت و سوده حرم محترم او - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - و امّ ايمن زن زيد بن حارثه و پسر او اسامه فرستاد چون باز آمدند در خانۀ حارثة بن النعمان فرود آوردند و عبداللّٰه بن ابىبكر نيز به عيال او از مكه همراه ايشان به جانب مدينه بيرون شد.
اما بعضى امور كه در سنين هجرت صورت وقوع يافته:
در سنۀ اولىٰ:
غير آنچه مذكور شد يكى آن است كه نامهاى نوشت ميان مُهاجرين و انصار و عهد كرد در آن نامه به يهود و به ايشان صلح نمود و تقرير كرد ايشان را بر دين ايشان به شرطى چند كه بعضى ضرر ايشان بود و بعضى ديگر فايده.
ديگر موآخات 1 نمودن به ميان مهاجرين و انصار يعنى ميان هر دو كس از مهاجرين و انصار عهد برادرى بست.
ديگر به بركت آن حضرت - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - ميان اوس و خزرج كه عداوت قديم بود التيام و اتّحاد مالا كلام حاصل شد.
ديگر بناى مسجد شريف است چنان كه خواهد مذكور [53 - ب] شد.
ديگر زياده شدن دو ركعت نماز حضرى بنا بر قولى.
ديگر بيمارى اصحاب به تب و انتقال تب از مدينه به دعاى آن حضرت - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - چنان كه در فضل مدينه مذكور شد.
ديگر عقد نمودن 2 لواء 3 از براى عبيدة بن الحارث ابن عم آن حضرت - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - و امير ساختن او بر شصت كس از مهاجرين و آن اوّل عَلَمى بود كه در اسلام بر پاى شد و تير انداختن سعد بن وقاص در آن ميان و آن تير اول تيرى بود كه در اسلام از شصت مسلمانان برجسته و اين گروه مبارزان به ابوسفيان بن حرب در قولى به عكرمة بن ابى جهل كه صد كس از مشركين همراه او بودند در بطن رابغ ملاقات نمودند و