158ناقه را بگذار كه او مأمور است چون از آنجا گذشت سعد بن ربيع و عبداللّٰه بن رواحه و بشير بن سعد از بنىالحارث بن الخزرج پيش شده التماس نمودند كه به نزول قدوم شريف منزل ايشان را مُشرف سازد، ايشان همان جواب كه به همه گفته بودند به ايشان گفتند و بارك اللّٰه گفتند و بعد از آن ازبنى بياضه، زياد بن لبيد و فروة بن عمرو التماس و ترغيب نمودند و عرض قوّت و كثرت عدد كردند و جواب مذكور شنيدند بعد از آن به بنى عدى بن النجار گذشت و حال آنكه ايشان اخوان آن حضرت - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - بودند 1.
پس از ايشان ابو سليط و صرمة بن ابى انيس با قوم خود برخاستند و گفتند يا رسولاللّٰه از ما تجاوز مفرماى كه ما اخوان تواييم در ميان ما قوت و عدد بسيار است و هيچ كس از ما به تو اولى 2تر نيست به جهت قرابتى كه به تو داريم گفت راه ناقه [52 - آ] را بگذاريد كه مأمور است و در قولى آنكه اول جماعتى از انصار كه پيش راه گرفتند و التماس نزول كردند بنى بياضه بودند و بعد از آن بنى سالم و بعد از آن ميل به جانب ابن ابى واقع شده بود و بعد از آن مرور بر بنى عدى بن النجار تا آنكه مُنتهى بر بنى مالك بن النجار شد و غير اين نيز گفتهاند. الحاصل آنكه بعد از همه بر در خانۀ ابو ايّوب ناقه خواب كرد.
در روايتى آنكه چون به محلۀ ابو ايّوب رسيد ناقه خوابيد و مردم در تلاش شدند كه در آن محلّه به خانۀ كه فرود آيند. ابو ايّوب بار ناقه را برداشت و به خانۀ خود درآورد، پس آن حضرت - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - فرمود: «المرءُ مع رَحلِه» يعنى مرد با بار خود مىباشد و به خانۀ او درآمدند و در روايتى آنكه ناقه به در خانۀ ابو ايّوب خواب كرد و قوم در تلاش شدند. رسول - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - فرمود كه ناقه را بگذاريد پس ناقه از آنجا برخاست و به موضع منبر شريف خوابيد و آن حضرت - صلى اللّٰه عليه وآله وسلم - فرود آمدند و ابو ايّوب آمد كه خانۀ من نزديكترين خانههاست به اينجا، اذن فرماى تا بار تو را به خانۀ خود برم. پس نقل كرد و ناقه را در در خانۀ خود خوابانيد و در روايتى آنكه چون به موضع مسجد رسيد ناقه خواب كرد و آن حضرت سوار بود بر وى. پس آن حضرت را آن حالتى كه در وقت وحى دست مىداد دريافت، پس بىآنكه زجر كنند ناقه از آنجا برخاست و اندك راهى رفت و باز به همان جاى التفات نموده عود كرد و در آنجا خوابيد.
پس آن حالت از آن حضرت - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - مُترفع شد. پس امر فرمود كه بار را فرود آرند و در روايتى آنكه چون ناقه بر در خانۀ ابوايّوب خواب نمود، جوار 3 و 4