149نموده فرمود كه بلكه خون شما خون من است و منزل شما منزل من و من از آن شمايم و شما از آن من. جنگ مىكنم با كسى كه با شما جنگ مىكند و آشتى مىكنم با كسى كه با شما آشتى مىكند. امام احمد و حاكم روايت نمودهاند كه 1 عبداللّٰه بن رواحه [47 - ب] گفت كه يا رسول اللّٰه براى پروردگار خود و براى خود آنچه مىخواهى شرط 2 بكن. گفت شرط مىكنم براى پروردگار خود آنكه او را بپرستيد و به او چيزى را شريك نسازيد و براى خود شرط مىكنم كه از من منع كنيد آن چيزى را كه منع مىكنيد از نفسهاى خود. گفتند:
اگر ما آنچه فرمودى بكنيم جزاى ما چه خواهد بود. گفت: جزاى شما جنّت. گفتند: سوداى ما سود كرد هرگز اين بيع را اقاله و استقاله نكنيم. پس نازل شد آيۀ كريمۀ:
«إِنَّ اللّٰهَ اشْتَرىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوٰالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ
3
»
يعنى: «خداى تعالى خريد از مومنان نفسها و مالهاى ايشان را به جنّت.»
و رسول - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - به ايشان گفت كه از ميان خود براى من، دوازده تن را بيرون كنيد براى نقابت قوم خود تا مهتر و سردار باشند. پس ايشان نه تن از خزرج و سه تن از اوس تعيين كردند.
در روايتى آنكه رسول - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - بانقباى نجبا فرمود: شما كفيل قوم خوديد همچون كفالت حواريين عيسى بن مريم را ايشان گفتند آرى. از عبادة بن الصامت مروى است كه ناگاه در اين اثنا شيطان لعين فرياد برآورد كه اى اهل منازل به تحقيق كه اجتماع نمودند براى حرب شما. رسول - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - گفت هر آينه در فزع 4 سازم تو را اى دشمن خداى و به انصار اشارت فرمود كه به جانب منازل خود روند.
كعب گفته كه پس برگشتيم به سوى خوابگاه خود و چون صباح شد اجلۀ قريش به منازل ما آمدند و گفتند اى معشر خزرج، به ما رسيد كه شما آمدهايد كه صاحب ما را از