118خروج «و افتح لى ابواب فضلك» گويد و بعضى گفتهاند چون به در رسد ساعتى همچو كسى كه اذن مىخواسته باشد توقف نمايد و بعد از آن درآيد چنان كه در دَرِ خانههاى پادشاهان و بزرگان مُعتاد و متعارف است. ديگر چون در مسجد شود نيّت اعتكاف كند اگر چه زمان مكثش قليل بود، بعد از آن به روضۀ شريف مُتوجه شود از روى خشوع و خضوع تمام و بايد كه چشم خود را از نظر كردن برنقوش و زينت مسجد و غيره نگاه داشته به هيبت و وقار و خشيت و انكسار و خضوع و افتقار در مُوقف نبوى اگر خالى باشد و الّا در موضعى كه نزديك بود به آن دو ركعت تحيّت مسجد به «قُلْ يٰا أَيُّهَا الْكٰافِرُونَ» 1 و «قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ» 2 بگذارد و بعد از تحيت مسجد حمد و ثنا گويد و از خداى تعالى توفيق و رضا و خير آخرت و دنيا جويد و سجدۀ شكر به مذهب حنفيه 3 ادا نمايد و اگر صلوات مكتوبه قايم شده باشد به جماعت ملحق شود كه تحيّت مسجد در ضمن آن مؤدى مىشود و اگر مرور او اولاً به قبالۀ وجه شريف است زيارت در حق او مستحب است و الّا اوّل تحيّت مسجد به طريق مذكور و بعد از آن زيارت كند و بعضى از مالكيه گفتهاند كه تقديم تحيّت بر زيارت و تقديم زيارت بر تحيّت هر يك از اين دو رخصت است. ليكن نجمى از امام مالك، تقديم تحيّت را نقل كرده بر زيارت.
ديگر بعد از تحيت مسجد متوجه ضريح شريف شود و از حق - سبحانه - استعانت خواهد در رعايت ادب اين موقف منيف.
[از خدا جوئيم توفيق ادب
بى ادب محروم گشت از فيض ربّ]
4
پس ايستاده شود در برابر مسمار فضه مقدار چهار گز دورتر [33 - ب] از سر قبر انور در غايت تواضع و انكسار و در نهايت مسكنت و افتقار از روى سكينه و وقار چنان كه پندارد آن حضرت را - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - در زندگى زيارت 5 مىكند و سرخود را