58
لِتَبْرَدَ فِي كَفّي اضَعُها لِجَبْهَتِي أسْجُدُ عَلَيْها لِشِدَّةِ الحَرِّ. 1
با رسول خدا(ص) نماز ظهر مىخواندم. به خاطر گرماى شديد مشتى سنگريزه برداشتم و در دست خويش نگه داشتم تا خنك شود تا براى سجده پيشانى خويش را بر آن بگذارم.
ابن سعد، نويسنده كتاب «الطبقات الكبرى» دربارۀ «مسروق بن أجدع» از تابعين و از اصحاب ابن مسعود، مىنويسد:
كانَ مَسْرُوقُ إذا خَرَجَ يُخْرِجُ بِلِبنَةٍ يَسْجُدُ عَلَيْها فِي السَّفِينَة. 2
هنگامى كه مسروق بن اجدع به سفر مىرفت، خشتى را با خود برمىداشت تا در كشتى بر آن سجده نمايد.
در سنن بيهقى درباره عبدالله بن عمر آمده است:
انّ ابنَ عُمَر كان إذا سَجَدَ وَ عَلَيْهِ الْعِمامَةُ يَرْفَعُها حَتّي يَضَعَ جِبْهَتَهُ بِالأرْضِ. 3
عبدالله بن عمر هنگام سجده، عمامه خود را برمىداشت تا پيشانى خود را بر زمين بگذارد.
زرين نيز درباره على بن عبدالله بن عباس مىگويد:
كَتَبَ إلَي عَلِى بنُ عَبْدِاللهِ بنِ عَباس أنِ ابْعَثْ إلَىّ بِلَوْحٍ مِن