44«الصواعق الالهية فى الرد على الوهابية» عقايد برادرش را رد كرد و چنين نوشت:
امورى كه وهابيان آن را موجب شرك و كفر مىدانند و آن را بهانه مباح شدن مال و جان مسلمانان مىپندارند، در زمان ائمه اسلام به وجود آمده بود. ولى از هيچ يك از ائمه اسلام شنيده و روايت نشده است كه مرتكبين اين اعمال را كافر يا مرتد دانسته و دستور جهاد با آنان را داده باشند و يا اينكه بلاد مسلمانان را، بلاد شرك و دارالكفر نامند.
قرنها پيش از محمدبن عبدالوهاب، ابن تيميه و شاگردش ابنقيم، عقايدى شبيه وهابيت مطرح كردند اما انديشۀ ايشان در آن زمان به صورت مذهب در نيامد و طرفداران زيادى نداشت. در حقيقت جهانبينى ابن تيميه اساس و ريشه اعتقادات وهابيت را تشكيل مىدهد.
هنگامى كه ابن تيميه عقايد خود را آشكار كرد، علماى اهل سنت كتابهايى در رد او منتشر كردند و مراجع اهل تسنن به تفسيق و گاهى تكفيرش پرداختند. آنها به اين وسيله بدعتگذارى او را فاش ساختند.
وقتى باورها او، درباره زيارت مرقد مطهر پيامبر(ص) را به «بدر بن جماعه» قاضى القضات مصر نوشتند وى در پاسخ اينگونه نگاشت: