76براى رفت و آمد افراد خودى قرار دادند و نگهبانانى بر آنها گماشتند. 1
و آنگاه كه ارتش دشمن با اين موانع سخت روبه رو شدند، با ناراحتى فرياد زدند: « وَ اللهِ، إنَّ هذِهِ لَمَكيدَةٌ، ما كانَتِ العَرَبُ تَكيدُها » 2؛ «به خدا سوگند، اين كيد و تدبيرى است كه هيچگاه عرب آن را نمىدانست».
در نتيجه، ابوسفيان و ارتش مشرك و منافق ده هزار نفرى او، به مدت پنج روز، حيران و سرگردان بودند. اما به ناچار روز پنجم، عَمروبن عبدود، شجاعترين فرماندهان آنها با استفاده از فرصتى خود را با اسب چالاكش به داخل محدودۀ پشت خندق و سپاه اسلام رسانيد و هماورد طلبيد و در حالى كه از بيم او همۀ نفسها به شماره افتاده بود، على(ع) در برابر او ايستاد و همان لحظه بود كه رسول خدا(ص) فرياد برداشت: « بَرَزَ الإيْمانُ كُلُّهُ إلىَ الشِّرك كُلِّهِ » 3؛ «همۀ ايمان در برابر همۀ شرك قرار گرفت».
حضرت على(ع) عمرو را از پاى درآورد و بدين مناسبت رسولخدا(ص) فرمود: « لَضَربَةُ عليٍّ افضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثّقلَين » 4؛ «هر آينه، ضربۀ شمشير على(ع) [براى نابودى عمروبن عبدود] از عبادت جنّ و انس