126
1. ازدواج
سلمان با زنى از قبيلۀ «بنى كَنده» ازدواج كرد. هنگامى كه سلمان براى خواستگارى وارد خانۀ آن زن شد، آذين بندىهايى را ديد و به صاحبخانه اعتراض كرد، امّا وقتى شنيد كه زن ثروتمند است و اين پردهها و آذين بندىها جهيزيه اوست، قانع شد. 1
شب عروسى فرا رسيد، سلمان كنار همسر خود نشست، دست خود را روى پيشانى او گذاشت و براى او دعاى خير و بركت كرد و گفت: آيا حاضرى از من اطاعت كنى؟ زن جواب داد: من در اين مكان براى اطاعت تو نشستهام. سلمان ادامه داد: پيامبر محبوب من به من سفارش كرده كه هرگاه شب عروسى كنار همسر خويش نشستى، زندگى را با اطاعت خداوند آغاز كن، اكنون با من حركت كن.
آنگاه سلمان و همسرش با هم به مسجد رفتند، ساعتى به نماز و نيايش پرداختند و سپس به خانه برگشتند. هنگام صبح، گروهى از دوستان و ياران سلمان به ديدن او آمدند و پس از گفتن تبريك، از رضايت و خصوصيات همسر او پرس و جو كردند، ولى سلمان با ناخرسندى روى خود را از آنان برگردانيد و گفت:
إنَّما جَعَلَ اللهُ السُّتورَ وَ الخُدُورَ، وَ الأَبوابَ لِتُواري ما فيها...