184نمايان است . در ادب نماز، تعظيم و خضوع و شكستنِ خودبينى است. در نماز، نهايت تواضع و فروتنى را با ساييدن جلوهگاه جمال بر خاك عبوديت شاهديم . در ادب نماز، قعود است و آن، نمادى از دست كشيدن از هواها، زانوزدن در برابر عظمت خداوند،اعتراف به خاكنشينى در برابر خداوند و ترك سركشىها و نمايش روحيه تسليم و سرسپردگى است . در نماز، ادبِ قيام است و آن، تمرين قيام در دادگاه عدل الهى است . در نماز شعار تكبير، توحيد و شعار شهادت به نبوت حضرت محمد(ص) و وصايت على است . در نماز شعار انحصار در توحيد است و درود بر خود و امير مؤمنان على(ع)، پس نيكوست كه نماز را به شايستگى پاس بداريم كه همانا نماز، نشانه ايمان است و دعاى ابراهيم(ع) نيز قرارگرفتن خود و نسل او در صف نمازگزاران است.
جهد مىكن تا رهى يابى درون
مثنوى معنوى
پيام نماز
نماز، انسان را از زشتىها و فحشا باز مىدارد. كسى كه نماز مىخواند و مرتكب فحشا و منكر مىشود، در حقيقت ميان دل و زبان او هماهنگى نيست .