114شبها پاهاى خود را براى عبادت جفت مىكنند. آيات قرآن را به آرامى و شمرده شمرده تلاوت مىكنند. با زمزمه آن آيات و دقت در معنى آنها، غمى عارفانه در دل خود مىكارند تا دردهايشان را بدين گونه درمان سازند. هر چه از زبان قرآن مىشنوند، مثل اين است كه به چشم مىبينند. هر گاه به آيهاى از آيههاى رحمت مىرسند، بدان طمع مىبندند و قلبشان از شوق لبريز مىگردد و چون به آيهاى از آيههاى قهر و غضب مىرسند، مانند آن است كه آهنگ بالا و پايين رفتن شعلههاى آتش دوزخ به گوششان مىرسد و از خداوند آزادى خويش را مىطلبند. آنها كه چنين شبزندهدارى مىكنند، روزها مردانى هستند اجتماعى، بردبار، دانا، نيك و پارسا. 1
حافظا در كنج فقر و خلوت شبهاى تار
تا بود وردت، دعا و درس، قرآن؛ غم مخور
از علامه طباطبايى(قدس سره) نقل است:
چون به نجف اشرف براى تحصيل مشرف شدم، به خاطر خويشاوندى كه با مرحوم آيت الله على قاضى داشتم، گاه گاهى به محضر ايشان شرفياب مىشدم.
تا اينكه [روزى] كنار درِ مدرسهاى ايستاده بودم كه مرحوم