185احياى نام خداوند، زن و كودك هم سهم دارند.
در آيات قبل، سخن از بلا و آزمايش بود، در اين آيه نمونهاى از آزمايش هاجر، كودك، پدر او و ساير مسلمانان مطرح است. اثر كار خدايى و اخلاص تا آنجا پيش مىرود كه همهى انبيا و اوليا، موظّف مىشوند به تقليد از هاجر همسر ابراهيم و با قيافهاى مضطرب و هروله كنان همچون او، اين مسافت را هفت بار طى كنند. و اين فرمان، تشكر خداوند از رنجهاى حضرت هاجر است. «فَإِنَّ اللّٰهَ شٰاكِرٌ عَلِيمٌ »
با اينكه سعى صفا ومروه واجب است، لكن مىفرمايد:
«فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَيْهِ » ، اين لحن بخاطر همان نگرانى از وضع پيشين است كه جايگاه بت ومحلّ عبور مشركان بود.
طواف، به معناى گردش دائرهاى نيست، بلكه به هر حركتى كه انسان دوباره به جايگاه اوّليّه برگردد، خواه به صورت دورى باشد يا طولى، طواف گفته مىشود. لذا كلمه طواف، هم در مورد طوافِ دور كعبه كه حركت دايرهاى است گفته شده؛ «وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ » 1 و هم درباره حركت طولى بين صفا ومروه آمده است.
پيامها:
1- توجّه خاصّ خداوند به برخى مكانها يا زمانها يا اشخاص، موجب مىشود كه آنها از شعائر الهى گردند. «إِنَّ الصَّفٰا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ »
2- نيّت، به كارها ارزش مىدهد. مشركان براى لمس بتها، سعى مىكردند، ولى اسلام رضاى خدا را شرط آن مىداند. 2«فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمٰا»