158
مكه
فِيهِ آيٰاتٌ بَيِّنٰاتٌ مَقٰامُ إِبْرٰاهِيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كٰانَ آمِناً وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللّٰهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعٰالَمِينَ (آلعمران، 97)
در آن (خانه) نشانههاى روشن، (از جمله) مقام ابراهيم است و هر كس به آن درآيد، درامان است وبراى خدا بر عهده مردم است كه قصد حج آن خانه را نمايند، (البتّه) هركه توانايى اين راه را دارد. وهركس كفر ورزد (وبا داشتن توانايى به حج نرود، بداند كه) همانا خداوند از همهى جهانيان بىنياز است.
نكتهها:
مكّه وكعبه، نمايشگاهى از قدرت ونشانههاى الهى، وتاريخ آن مملوّ از خاطرات و سرگذشتهايى است كه توجّه به آنها درسآموز و عبرتانگيز مىباشد. در ساختن آن ابراهيم عليه السلام بنّايى، واسماعيل عليه السلام كارگرى مىكردهاند.
سپاهيان فيلسوار ابرهه كه به قصد ويرانى آن آمدهاند، به قدرت الهى توسط پرندگان ابابيل نابود شدهاند. ديوار آن به هنگام تولّد علىّ عليه السلام براى مادرش شكافته مىشود تا در داخل آن، نوزادى متولد شود كه در آيندهاى نه چندان دور، بتهاى داخل آن را فرو ريزد. بلال، برده سياهپوست حبشى، در برابر چشمان حيرت زده اشراف مكّه بر بالاى آن اذان مىگويد و روزى نيز مىرسد كه آخرين حجّت الهى به ديوار آن تكيه زده و نداى نجات انسانها را سر مىدهد و عالم را به اسلام دعوت مىكند.