62بردن قرآن به وجود نيايد و همين موضوع يكى از دلايل عدم ذكر اسامى شخصيتهاى متعالى و در نقطۀ مقابل شخصيتهاى مذموم از منافقان و جزء آن است. ضمناً روش قرآن در بيان مسائل اجتماعى، تأكيد بر طرح اوصاف و ويژگىهاى افراد و جريانهاى مؤثر است تا معرفى صريح اشخاص و مصاديق هر جريان. و از اين جهت اين فرصت را براى مخاطبان خود فراهم مىآورد كه به تطبيق آن ويژگىها بر خود اقدام كنند. به عنوان نمونه در شرايطى كه بر اساس تفاسير معتبر، مصاديق ابرار در سورۀ دهر يا انسان، على عليه السلام و فاطمه عليها السلام هستند، 1 معهذا با بيان ويژگىهاى اين نيكوكاران اين امكان وجود دارد كه هر كس بتواند به روش آنان تأسى كرده و به تدريج در مصاديق ابرار قرار گيرد.
زمخشرى در تفسير آيۀ: «إِنَّمٰا وَلِيُّكُمُ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاٰةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكٰاةَ وَ هُمْ رٰاكِعُونَ » 2 يعنى: همانا ولى (و سرپرست) شما خدا و رسول او هستند و نيز كسانى كه ايمان آوردهاند، همانها كه نماز بپا مىدارند و در حالى كه در ركوع به سر مىبرند