131خمس شرط است، مانند: «غوص»(آنچه كه با فرو رفتن در دريا از لؤلؤ، مرجان، مرواريد و غيره استخراج مىشود) كه نصاب آن يك دينار است. مهمترين مورد كه همان در آمد كسب است حد نصاب دارد و آن مازاد بر هزينۀ زندگى است. بنابراين اگر كسى در آمدش مازاد نداشت خمس هم ندارد.
2. مىگويد: «خمس در همۀ اموال و دارايى ها حتى در هدايا و مسكن و لوازم خانگى واجب است.»
در حالى كه چنين نيست و همۀ آنچه كه انسان براى زندگى خود به آنها نياز دارد، هزينۀ تهيۀ آنها در اصطلاح از «مؤونه» حساب مىشود و خمس ندارد و اگر مازاد بر نياز و بدون استفاده مانده، خمس دارد.
3. «بر درآمد ثروتمندان و فقرا واجب است.»
اين يكى ديگر از اشتباهات اوست. اگر كسى فقير است يعنى هزينۀ زندگى سالانۀ خود را ندارد، خمس درآمد ساليانه بر او واجب نيست و بايد به او كمك كرد.
4. «فقط به يك گروه داده مىشود كه فقها يا سادات هستند.»
در گذشته مصارف خمس را يادآور شديم. نيمى ازخمس در تأمين زندگى سادات فقير به مصرف مىرسد و نيم ديگر در مصارف عمومى مسلمانان مانند امور تبليغى، دفاعى و ساير امور عام المنفعه صرف مىشود. در حقيقت