93طرف اميرمؤمنان عليه السلام سرپرستى حجاج را بهدست نگيرد، اعمال حج و وقوف به عرفات و اعمال منا را يك روز مقدم داشت و روز هشتم (يومالترويه) به عرفات رفت و روز نهم (روز عرفه) را در منا قربانى كرد و ساير اعمال روز عيد را بجا آورد كه اين بدعت مورد اعتراض جمعى از مسلمانان قرار گرفت؛ از جمله عبداللّٰه بن عمر از او تخلّف كرد و گروهى از مردم با وى همراهى نكردند و يك روز بعد از او اعمال حج را بجا آوردند. 1اين واقعه نشان مىدهد كه حكام اموى و عمّالشان از هيچگونه بدعتى در دين ابا نداشتند و آنچه براى آنها اهميت داشت سلطنت و حاكميت بر امور مسلمين بود. چنانكه از شخص معاويه نيز نقل شده كه در مسير خود به صفين نماز جمعه را روز چهارشنبه خوانده است! 2يكى ديگر از امراى مكه «بسر بن ارطاط» بود كه به شهر مكه حمله برد و «معبد بن عباس» را كه از سوى اميرمؤمنان على عليه السلام امارت داشت از مكه طرد كرد و با قهر و غلبه امارت مكه را به دست گرفت. «بسر بن ارطاط» كه از ياران و عمال معاويه بود، هنگام بازگشت از مكه و عزيمت به شام گروه زيادى از شيعيان على عليه السلام را در يمن به قتل رسانيد. 3بارى سرنوشت امارت حج در عهد اموى و عباسى بدين ترتيب ادامه مىيابد، تا سال 345 هجرى مىرسد و از آن پس فرزندان امام حسن عليه السلام آنانكه از فضيلت و شخصيت برترى برخوردارند، امارت مكه را بهدست مىگيرند. بنىالحسن حدود هزار سال - كه شامل حكومتِ