246
هدايت شدند.»
«اين فرزند بزرگترين بانوان، فاطمه و فرزند وصىّ پيغمبر است كه شمشيرش دمار از روزگار كفر برآورد.»
«اينها خاندانى هستند كه محبتشان دين، و دشمنىشان كفر است و تقرب به آنها دستگيرۀ نجات و رستگارى است.»
و همچنين در بيان فضائل امام زينالعابدين و اهلبيت پيامبر سخن مىسرايد كه به دنبال آن هشام خشمگين شده و دستور مىدهد سهميۀ او را قطع كنند و به فرزدق مىگويد: چرا درباره ما اينگونه شعر نمىگويى؟ فرزدق پاسخ مىدهد: تو جدّى مانند جد او و پدرى چون پدر او و مادرى شبيه به مادر او بياور تا دربارۀ شما هم مانند وى بگويم!.. 1 و اينجاست كه هشام زندانيش مىكند. امام سجاد عليه السلام دوازده هزار درهم براى او مىفرستد امّا فرزدق نمىپذيرد و مىگويد: براى رضاى خود مدح آن حضرت گفتم نه صله! و بار ديگر امام آن را به وى برگردانده و مىگويد: ما خاندان چيزى را كه داديم بازنمىستانيم.
ابن خلكان از مورخان عامه، در كتاب وفياتالأعيان مىگويد:
«فرزدق با اين شعر خود، كارى بزرگ كرد كه اميد مىرود پاداش آن بهشت باشد». 2
همچنين دراينباره، از مناظرات امام صادق عليه السلام با برخى از ملحدان و مخالفان در مسجدالحرام؛ مانند گفتگوهاى امام با ابن ابىالعوجاى دهرى