106
قالَ عُمَرُ : لِى عَيالٌ أخَافُ عَلَيْهِمْ.
عمر سعد گفت: بر زن و بچههايم مىترسم.
قالَ الْحُسَينُ (ع):أنَا اضْمَِنُ سَلامَتَهُمْ.
امام(ع) فرمود: من سلامت ايشان را تضمين مى كنم.
عمر سعد ديگر چيزى نگفت : امام(ع) (چون اتمام حجت را در او كارگر نديد) از او روى برگردانيد و فرمود:
.... مَا لَكَ ذَبَحَكَ اللهُ عَلَى فِرَاشِكَ سَريعاً عَاجلاً وَ لاَ غَفَرَلك يَوْمَ حَشْرِكَ وَ نَشْرِكَ فَوَالله إنّى لارْجُو انْ لاَ تَأكُلَ مِنْ بُرِّ العِراق إلا يَسيِراً.
.... تو را چه شده ! خدا بهزودى بر بسترت بكشد و در روز حشر و نشرت نيامرزد ! به خدا سوگند اميدوارم از گندم عراق (رى) جز اندكى نخورى.
ابن سعد با استهزا گفت : يَا أبَا عَبدِاللهِ فِى الشَعِيرِ خَلَفٌ ، به جاى گندم ، جو مى خورم. 1 موضوع پيشنهادى :
1- عاقبت بخيرى (عمر بن سعد اهلبيت شناس بود اما ...).
2- راههاى نفوذ شيطان.