53( إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يُحِبُّ الْفَرِحِينَ) (قصص: 76)
به خاطر بياور هنگامى راكه قوم قارون به او گفتند: اين همه شادى مغرورانه مكن كه خداوند، شادىكنندگان مغرور را دوست ندارد.
سه - شادىهاى ظاهرى و حقيقى
بخشى از شادىها «ظاهرى و سطحى» است؛ مانند شادىهايى كه از سر غفلت و هوسرانى، تكبر و استهزاى ديگران، به انسان دست مىدهد. اين نوع شادىها در اسلام «لهو و لعب» تعبير مىشود كه پايان آن، جز اندوه و افسردگى نخواهد بود. بخشى ديگر از شادىها «حقيقى و واقعى» است كه ممكن است حتى در ظاهر، خندهاى ديده نشود، حال آنكه فرد در اعماق جان خود احساس رضايت و آرامش مىكند؛ مانند: نجات دادن غريق، نجات انسانى از خطر آتش سوزى، ايثار در حق مسكين و دردمند، عيادت بيمار بىپناه، رسيدگى به داد مظلوم، احسان به والدين و گذشت و عفو در حق ديگران.
چهار - معيارهاى غم و شادى
غم و شادى هر فرد، بستگى به چگونگى شخصيت و نگرش او دارد. از غمها و شادىهاى هر فرد ميتوان، به ميزان رشد فكرى و بزرگى همت و عظمت روح او پى برد. يكى به عفو و گذشت شاد