118بهاءالدين، حاكم اصفهان در روزگار سلطنت هلاكوخان، نوشته شده است. به ظاهر، نامگذارى آن به كامل بهائى از آن روست كه به امر بهاءالدين نگاشته شده است. اين كتاب در سال 675 هجرى قمرى تأليف شده و به دليل قدمت زيادى كه دارد، از ارزش ويژهاى برخوردار است؛ زيرا به جهت نزديك بودن تأليف يا رويدادهاى نگاشته شده، به نسبت منابع موجود در اين راستا، حايز اهميت است و منبعى ممتاز به شمار مىرود و دستمايه تحقيقات بعدى بسيار در اين زمينه قرار مىگرفته است. شيخ عباس قمى در نفسالمهموم و منتهى الامال، ماجراى شهادت حضرت رقيه عليها السلام را از آن كتاب نقل مىكند.
همچنين بسيارى از عالمان بزرگوار مطالب اين كتاب را مورد تأييد، و به آن استناد كردهاند. كتاب ديگرى به نام بشاره المصطفى صلى الله عليه و آله و سلم لشيعه المرتضى عليه السلام وجود دارد كه در اين كتاب نيز به برخى رويدادهاى پس از واقعه عاشورا اشاره شده است. اولين منبعى كه در آن تصريح شده كه اسيران كربلا در اربعين اول، بر سر مزار شهداى كربلا نيامدهاند، همين كتاب مىباشد. او جريانى را از عطيه 1 دوست جابربن عبداللّٰه انصارى نقل مىكند كه به اتفاق هم بر سر مزار اباعبداللّٰه الحسين عليه السلام و شهيدان كربلا حاضر شده، اولين زائرين قبر او در نخستين اربعين حسينى مىگردند. اما مؤلف كتاب البشاره سخنى از ملاقات جابر با اسيران كربلا به ميان نمىآورد و برخلاف آنچه در برخى مقتلها نگاشته شده، هيچ ملاقاتى در اين روز بين او و اسيران كربلا صورت نمىگيرد. 2 اين موضوع نيز نقطه عطف ديگرى در امتياز و برترى اين كتاب مىباشد. 3درباره سنّ شريف حضرت رقيه عليها السلام در ميان تاريخنگاران اختلاف نظر وجود دارد و مشهور اين است كه ايشان سه يا چهار بهار بيشتر به خود نديده و در روزهاى آغازين صفر سال 61 ه . ق، پرپر شده است. در مورد نحوه شهادت آن حضرت نقل است كه پس