76تقسيم كرديم تا آنها كه خانه و يا ماشين ندارند خانهدار و ماشيندار شوند،در نهايت جامعهاى شبيه جامعۀ غرب ساختيم؛پرسش اينجاست كه آيا ديگر مشكلى وجود نخواهد داشت،آيا جامعۀ غرب ايدهآل انسان و باعث فلاح و رستگارى نوع بشر است؟ آيا جنايات و ستمهايى كه بر دنياى بشريت تحميل مىشود و باعث شده است هزينهاى كه بايد صرف رفاه شود،صرف جنگ و خونريزى شده است،از طرف دنياى غرب نيست؟ آيا اينها نتيجۀ تفكّر و محصول انديشۀ انسانهايى نيست كه از مدرسههايى فارغ التحصيل شدهاند كه در كنارش مسجد وجود نداشته است؟ آيا اينها دسترنج مولّدهايى نيست كه والدين آنها بر گرد هر چيز گشتهاند جز بر گرد كعبۀ حقيقت و معنويت؟ آيا فجايع تكان دهندهاى كه قلب هر انسان آزادهاى را مىلرزاند به قوت و قدرت سربازانى نيست كه در سايۀ بهداشت و طب پيشرفته به دست آوردهاند؟ و آيا...
3.اين گونه حسابگرى از انديشه صحيح مديريتى به دور است كه به علل واقعى كمبود و نقصان در يك بخش توجه نشود و به جاى آن براى رفع نقصان دست به تخريب بخشهاى ديگر زده شود،غرض ما از اين سخن آن است كه علتهاى دور ماندن جوانان ما از ازدواج اين نيست كه مردم به حج مىروند و يا در مسجد نماز مىخوانند،به همين جهت منطقى نيست كه به جاى پرداختن به علتهاى واقعى، همچون توقعات و انتظارات نادرست و آزمندانه در امور مادى،تحكيم سنّتها و به دور ريختن آداب دست و پاگير غلط ازدواج،محبوس كردن خود در تصميمهاى شخصى،حيف و ميل شدن كمكهايى كه براى امر ازدواج در نظر گرفته شده، راحتطلبى و اكتفا به مجرد زيستن و...دست به تخريب بخش ديگر بزنيم.
4.اگر تنها كمى به اطراف خود دقت كنيم،خواهيم ديد كه بسيارى از امور خيريه از قبيل ساختن مدرسه،درمانگاه،آبانبار،حمام،پل،راه و...و همچنين تهيه جهيزيه،درمان بيماران،كمك به حادثه ديدگان و...از قديم تا كنون به وسيلۀ افراد